يحيى دولت آبادى
359
حيات يحيى ( فارسى )
رسمى اهالى ايران مذهب مقدس جعفرى و قانون شريعت غراى احمدى صلوات اللّه عليه است و ديگر آزادى مذهب براى آنها غير ممكن خواهد بود بانواع حيله و دسيسه گاهى به زبان ناطقه و در ثانى بكنايه و اشاره در روزنامجات باسم ترك كهنهپرستى و خرافات عقيده و اذهان سليمه عوام را مشوب ساخته و مقاصد خود را در ضمن الفاظ و عبارات ظاهر الصلاح به لباس مشروطيت جلوه داده تا چندى عامه را از ذكر مصيبت و پارهئى اعمال خيريه كه بناى شرع بر آنها استقرار دارد بازداشتند و انجمن بابيه تشكيل داده و گفتگوى آزادى اينطايفه را بميان آوردند ديدم نزديك است در اساس شرع مقدس نبوى رخنه انداخته و مقصود حضرت ختمى مرتبت را كه انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى باشد از دولت اسلام زائل كنند چنان كه پارهئى از اعمال آنها را مستحضر شدهايد بطورى اغراض خود را در ذهن عوام رسوخ دادند كه علماى اعلام و بزرگان اسلام نيز از جلوگيرى عاجز بودند با اين اقدامات كه بغرض آزادى و شورشطلبى آنها نزديك بود دولت و ملت را دچار مخاطرات عظيمه نمايند و اساس سلطنت شش هزار ساله ايران را متزلزل سازند برحسب وظيفه شخصى لازم دانستم كه بيش از اين تحمل و سكوت را روا ندارم اول براى حفظ دين و ديگر براى نگاهدارى سلطنت كه بخواست خداوند به قوت بازوى و جهد و كوشش اجدادم به من تفويض شده است به يمن عنايت امام عصر عجل اللّه فرجه از آنها جلوگيرى نمايم وجود آنها را كه اسباب هرجومرج و بىنظمى تمام مملكت گشته طرد و منع كنم و چون ميدانم كه براى حفظ حدود و مغلطه كردن براى خاطرهاى محترمه پارهئى اشتباهكارى خواهند كرد شايد علاوه بر آنچه از مجمع ولايات منتشر ساخته نشر دهند لهذا يادآور ميشويم كه مشروطيت دولت را من خود در كمال ميل و رغبت امضاء كرده در استقرار اين اساس و حفظ و حمايت مجلس شورايملى با تمام جد خواهم كوشيد انشاء اللّه تعالى از بركت توجهات مخصوصه و ادعيه خالصانه جنابان مستطابان عالى اميدوارم در هر نوع ترقى و سعادت دولت و ملت خود من موفق گردم و از باطن آن ذوات مقدس همه نوع استمداد ميجويم . » هيجدهم جمادى الاولى 1326 ( محمد عليشاه قاجار )